ابو القاسم سلطانى
226
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
6 - عصاره ريشه استابيليزه 7 - لهشده برگ تازه به صورت ضماد در گزيدگى مار و حشرات 8 - الكلاتور با برگهاى تازه در عفونت دهان و حلق 9 - خيسانده برگ در روغن زيتون براى زخمهاى سرطانى ، زخم واريس زانو 10 - دمكرده 6 - 4 گرم در ليتر به عنوان مدر تركيبات : در بيماريهاى پوستى براى زياد كردن اثر دارو و بهتر است آن را با شبدر قرمز Trifolium pratense يا با بلسكى يا بىتىراخ Galium aparin L و در مورد ريزش مو با آويشن و يا ريشه تازه گزنه مخلوط نمود . ( 1 * ) - اين واژه در جامع مفردات ابن بيطار قروسونس آمده است ( 2 * ) - انطاكى در تذكره گويد گياه داراى ساقه چهارگوش كمتر از يك ذرع است ( 3 * ) - در اصل ارفطيون ( 4 * ) - اين واژه در مخزن قروسوقيون آمده است ( 5 * ) - اين واژه معرب از رومى است ( 6 * ) - منظور از لوف و فيلگوش همانطوريكه بعدا خواهد آمد نزد پزشكان سنتى Arisarum vulgare Tar بوده است و در هيچيك از كتب قدما و كتب نوشتهشده بعد از پزشكىنامه اين اسامى به گياه مورد بحث داده نشده است و همانطوريكه در فروغ ناصرى آمده است نزد قدما اين گياه به نام لوف نبوده است . ( 7 * ) - دكتر لكلرك نيز اين گياه را در گزيدگى مار توصيه كرده است Code - 587 عنب الدّب Arctostaphylos uva - ursi ( L . ) Spreng نام جنس اين درختچه از دو كلمه يونانى Arctos به معنى خرس و Staphyle يا انگور تركيب شده كه اسامى فرانسوى Raison d ours و انگليسى Bear's grape و عربى آن به معنى انگور خرس مىباشد واژه Ursi نيز مربوط بودن به خرس قطبى را مىرساند . درباره وجه تسميه آن گفته شده است در زمستان وقتى كه خرسها چيزى براى خوردن نمىيابند برفها را كنار زده و با ميوههاى اين درختچه خود را سير مىكنند . درختچهاى است هميشهسبز از خانواده اريكاسه با ساقههاى خوابيده كه طول آن گاهى به يك متر مىرسد . اين گياه بوتهاى در نواحى كوهستانى و تپهماهورهاى شمال امريكا و آسيا و بخصوص در اروپا كوههاى آلپ ، ژورا ، پيرنه ، قفقاز ، بريتانيا ، اسكاتلند و شمال افريقا به حالت خودرو مىرويد اين گياه در ايران رويش ندارد .